الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

99

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

و مهمانان ) . اين مهمانهاى ناخوانده همان فرشتگانى بودند كه « به هنگام وارد شدن بر ابراهيم ، به صورت ناشناس ، نخست بر او سلام گفتند » ( * ( إِذْ دَخَلُوا عَلَيْه فَقالُوا سَلاماً ) * ) . ابراهيم آن گونه كه وظيفه يك ميزبان بزرگوار و مهربان است براى پذيرايى آنها آماده شد و غذاى مناسبى فورا فراهم ساخت ، اما هنگامى كه سفره غذا گسترده شد ميهمانهاى ناشناس دست به غذا دراز نكردند ، او از اين امر وحشت كرد و وحشت خود را كتمان ننمود ، با صراحت به آنان « گفت ما از شما ترسانيم » ( * ( قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ ) * ) ( 1 ) . اين ترس به خاطر سنتى بود كه در آن زمان و زمانهاى بعد و حتى در عصر ما در ميان بعضى از اقوام معمول است كه هر گاه كسى نان و نمك كسى را بخورد به او گزندى نخواهد رساند و خود را مديون او مىداند و به همين دليل دست نبردن به سوى غذا دليل بر قصد سوء و كينه و عداوت است . ولى چيزى نگذشت كه فرشتگان ابراهيم را از نگرانى بيرون آوردند ، و « به او گفتند ترسان مباش ، ما تو را به فرزند دانايى بشارت مىدهيم » ( * ( قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ ) * ) . در اينكه منظور از غلام عليم ( پسر دانا ) كيست ؟ با توجه به آيات ديگر قرآن شك نيست كه منظور ، « اسحاق » است چرا كه هنگامى كه فرشتگان اين بشارت را به ابراهيم دادند ، همسر ابراهيم « ساره كه ظاهرا زن عقيمى بود حاضر

--> ( 1 ) گرچه در آيات فوق اشاره اى به پذيرايى ابراهيم و دست نزدن مهمانها به غذا نشده ولى همانگونه كه در ذيل آيه 69 و 70 سوره هود خوانديم اين دو مطلب وجود داشته است ( تفسير نمونه جلد 9 صفحه 168 و 169 ) .